حلماحلما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

هدیه ای از جنس عشق

دخترک 26 هفته ای

1393/5/15 18:30
نویسنده : فائزه
400 بازدید
اشتراک گذاری

سه شنبه 14 ام مرداد باید دوباره ازمایش قند خون ناشتا تکرار شود دو هفته به شدت رژیم غذایی را رعایت کرده ام ازمایش خون را میدهم ارامش دارم جوابش را همسرم میگیرد و میبینم همان 97 هست که بود حتی یک واحد هم کم نشده است انگار این عدد مرا خیلی دوست دارد میروم مطب دکتر شکر خدا نیم کیلو وزن اضافه کردم و ان افزایش وزن ناگهانی را ندارم قلب دخترکم هم مثل همیشه پیدا نمشود خانم مامایی که کنار دکترم هست میگوید این دخترک ابروی مرا هر بار میبرد با هزار التماس و خواهش رونمایی میکند که همین حین صدای تالاپ تولوپ مطب را پر میکند و من غرق شادی میشوم انگار دخترکم از حرف خانم ماما ناراحت شده است و یک خبر خوب اینکه جان مادر تغییر وضعیت داده است طولی قرار گرفته است و سرش رو به پایین است و این مرا خیلی خوشحال میکند دکترم معرفی مینویسد برای فوق تخصص غدد به خاطر دیابت حاملگی و هم سونو گرافی تا ببینیم این پره اکلامپسی رشد عزیز دلم را کم نکرده باشد شنبه 18 مرداد درست روز تولدم وعده دیدار جان مادر با من  و همسر عزیزم است بی تاب دیدارش هستیم نازدانه من خیلی قوی شده است محکم میچرخد پا میکوبد شکمم مانند اب موج میزند دیگر از روی پوستم حرکاتش واضح است  پوست شکمم بازوهایم پاهایم همه ترک زده است بدنم ضعیف تر شده است دیگر نمیتوانم مثل همیشه راه بروم بخوابم شبها با دختر جان برنامه هایی داریم یا او تکان میخورد یا کمر درد و پا درد نمیگذارند استراحت کنم ولی همه اینها شیرین است حتی پره اکلامپسی خطرناک حتی دیابت همه اینها هدیه خداوند هستند تا قدر نعمتهایش را بدانم خدایا شکرت

دوستت دارم جان مادر دوستت دارم دردانه من

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)